حاج خلیل کاظمی
م
|
حاج خلیل کاظمی
م
|

گذاشت رفت

شبنم وفا نداشت که گل را گذاشت رفت

درسی ز خویش بر سر دنیا گذاشت رفت

بعد از وفات حضرت مجنون به بی کسی

جان اش به روی تربت لیلا گذاشت رفت

فرهاد بر شیار شبستان بیستون

عکسی ز تیشه بهر تماشا گذاشت رفت

بر صفحه ی تصور تاریخ مرد عشق

انشاء برای وامق و عذرا گذاشت رفت

داغی ز درد عشق به قلب عزیز مصر

با یوسف اش به طعنه زلیخا گذاشت رفت

دیدم وفا ز روی وفا در غروب عشق

در دست مهر زلف چلیپا گذاشت رفت

یادش بخیر عزیز دلم مایه ی غمم

من را چگونه یکه و‌تنها گذاشت رفت