حاج خلیل کاظمی
م
|
حاج خلیل کاظمی
|

ردیف ه به سعدی

بر زخم قلبم از مژه زد بخیه ی نگاه
دود از سر دلم زده بر تارک گناه
دارم قسم که با مژگان هلالی اش
هرگز نکرد با دل من کار اشتباه
این قلب پاره پاره گذارم به روی دست
ظاهر شوم به روز قیامت به تیر آه
گویم اناقتیل از آن غمزه ی توام
در عرصه ی محبت و در خلسه بی سپاه
دخل و تصرفی شده امشب دگر مرا
از کنج ابرویش زده بیرون هلال ماه
یوسف چراغ قصر زلیخا خموش کرد
ای کاش مانده بود به خلوت سرای چاه