حاج خلیل کاظمی
م
|
حاج خلیل کاظمی
|

عذر ندامت

بود یوسف پیش یعقوب از دل و جان شادمان
ماه شد در پشت ابر و زیر و رو شد آسمان
چاه را مسدود اخوان از حسادت کرداند
پنجه ی گرگان نمایش داده راه بی نشان
داغ رسوایی به چاقو و ترنج و دست اوست
تا قیامت محو یوسف دیده ی مات زنان
پیرهن عذر ندامت خواست از شرمی که داشت
دست او تقصیر کرد و طفل گریان شد زبان
عصمت یوسف زلیخا را به بد بختی کشید
دل اگر می داد او ، در امنیت بود و امان
# خلیل – کاظمی