ادعا هرچند باشد مکر شیطان بیشتر
فقر در هر جا که حاکم شد پریشان بیشتر
جنس کندو طینت زنبور عسل می پرورد
شهد کاذب دارد آسیبی به دندان بیشتر
از دمار خود کشیدم استخوان بهر هما
بر سر اقبال افشاندم دل و جان بیشتر
نفس را دیشب کشاندم در جهنم خانه ام
سوختم با لذتش زان شعله افشان بیشتر
از فشار قبر عقرب مار ها جان داده اند
متهم باشد به برزخ بار عصیان بیشتر
جلوه ی آئینه ی حالم شکسته با جدار
در سبک مغزی بود بازی طفلان بیشتر
خرده نان خانه ی منعم ترازو داشته ست
دست و دل بازی ست در فقر گدایان بیشتر
# خلیل- کاظمی